خرید بک لینک
گفت:

طرف یه قاضی جوونه تو مرکز... خرش بدجور میره... سنی نداره ها ولی همه ی پرونده ها از فیلترش رد میشه... ولی گفتم نه! میدونستم قبول نمی کنی... درسته؟

گفتم:

از زندگی کردن با قاضی ها متنفرم! حق الناس دنبالشونه... قضاوت, کار ما نیست اصلا... خوب کردی گفتی نه!

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 18:03

گفت: خواهرم داره طلاق میگیره! دامادمون همجنسباز از آب در اومده! دو سه ماهه زن و بچه شو گذاشته و رفته! بهش میگه من بهت دست بزنم چندشم میشه! دفعه ی آخر به قصد کشت زدش... نصفه شب تلفنی با یکی حرف میزد...

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 18:03

سر صبح با یکی دو جمله چنان منو از کوره در برد که فقط پرت کردن و شکوندن فنجون تو سینک تونست جلومو بگیره که هر چی دم دستمه رو پرت نکنم تو سر و صورتشون!!!

.

.

.

پ.ن: تا جایی که یادمه تو کل عمرم این سومین باره که این اندازه "از کوره در رفتگی" رو تجربه کردم!!!

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 18:03

از دیروز بیش از ۲۰ بار به ۲۰ روش مختلف عذرخواهی و اظهار پشیمونی کرد! ولی غیر مستقیم! . . . من هم کوتاه نیومدم و هنوز اوکی نشدم باهاش! چرا؟! چون من یه عذرخواهی غیرمستقیم نمیخوام! من نمیخوام بهم بگه ه

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 18:03

گفت:

"مشکل تو اینه که فکر می کنی فقط همونجاهایی که خودت فکر می کنی اشتباه کردی، اشتباه کردی! البته همه همینجوری هستنا!"

.

.

.

خیلی به این حرفش فکر کردم و بنظرم درست میگه...

همه همینحوریم...

ولی چاره چیه واقعا؟!

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 18:03

صفحه بندی